تبليغاتX
بفرما تو
























بفرما تو

سلام.میخوام هرکی هرچی درد و دل داره اینجا

 بگه

نوشته شده در سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 8:50 توسط سانلی| |

سانلی:

سلام پرستو جان باشه بازم اینجا بنویس من جوابتو همینجا میدم.در مورد عکس به نظر من نفرست چون باور کن ارزششو نداره واسه قیافت باهات دوس شه.اگه دوست اونجوری میخوای بیا بهت معرفی کنم که هم با شخصیت تر از اون باشه و هم حرفاش از اون بهتر باشه و هم اینکه به خاطر قیافت باهات دوست نشه و به خاطر خودت که دختر پاکی هستی باهات دوست شه.

این که یواش یواش خودتم میبینی که الکی زیادی نگران این موضوع بودی این نشون دهنده اینه که خودتم فهمیدی که اون ارزش دوست شدن رو نداره.و اون حرفی رو که گفتی تو وبش نوشته نشون میده که تو براش مهم نیستی و به حالش فرقی نمیکنه که با تو دوست باشه یا نه.حالا ببین همچین آدمی لیاقت تورو داره؟

نوشته شده در یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 16:14 توسط سانلی| |

سانلی:

پرستو جان به نکات خیلی خوبی اشاره کردی.اینکه خودتم این احتمال رو میدی اگه با یکی دوست شی این احتمال وجود داره که به بازی گرفته شی و پیش مامان بابات اعتمادشون بهت از دست میره.

پرستو تو واقعا میتونی یه عشق پاک داشته باشی با یه نفری که اونم مثل تو از یه خونواده پاک باشه.تو کار خوبی میکنی منم میگم که همینجوری خوبه.دوستیتو با این ادامه بده اما همین در حد یه دوست معمولی و اجتماعی نه بیشتر.

اگه خواستی آدرس وبلاگتو برام کامنت خصوصی بذار

نوشته شده در شنبه هفتم خرداد 1390ساعت 19:24 توسط سانلی| |

سانلی:

سلام پرستو جان من ناراحت نشدم از دستت اصلا اینجوری فکر نکن.از این حرفا بگذریم بریم سراغ مشکلت.

تو گفتی که عاشقش نشدی اما من میگم که عاشقش شدی چون اگه عاشقش نبودی میتونستی به راحتی ازش دل بکنی و الان نمیتونی و این نشون میده که عاشقشی.پرستو جان تو که خودت میدونی قرار نیست باهاش ازدواج کنی پس چرا اینقدر نگران این رابطه ای؟

تو بیخیال باش و سعی کن از این دوستیه معمولیت با اون پسره لذت ببری و هر وقت که خودت خواستی باهاش تموم کن و راحت باش.

بازم هر حرفی داشتی بگو.

نوشته شده در شنبه هفتم خرداد 1390ساعت 9:15 توسط سانلی| |

سانلی:

پرستو یه شعر هست که حتما شنیدی میگه اگر در دیده مجنون نشینی به غیر از خوبیه لیلی نبینی.

این شعر واقعیت عشق رو میگه.یعنی تویی که الان عاشق اون شدی فقط داری با یه سری استدلال های غیر منطقی خودتو قانع میکنی که این پسره خوبه.من بازم میگم من نمیدونم که واقعا خوبه یا نه اما بذار بهت حرف دلمو بگم.شاید ناراحت شی اما واقعیته.حرفم اینه: تنها انتظاری که از یه دوست نتی میشه داشت اینه که باهات در حد یه دوست معمولی باقی بمونه.نمیشه از یه دوست نتی انتظار داشت که بیاد باهات ازدواج کنه و باهاش خوشبخت شی.خب؟

پس اون قسمت منطقیه ذهنت رو به کار بنداز و باهاش تموم کن.

ازم خواستی در مورد اون تناقض ذهنت بگم.خب ببین پرستو اینو همیشه یادت باشه که از روی حرفای یکی نمیشه پی به باطنش برد.اینکه تو میگی اون پسره تو وبش حرفای خوب مینویسه پس حتما با شخصیته این طرز تفکر غلطه. و اینم بدون یعنی باور داشته باش که تو تواناییت بیشتر از اینه و میتونی به راحتی باهاش تموم کنی اصلا نترس که نمیتونم.

و آخر سر اینکه گفتی میخوام عکسمو بفرستم تا قیافمو ببینه و نظرش عوض شه.فرض کن اون قیافتو دید و حاضر شد باهات دوست شه آیا واقعا حاضری اون به خاطر قیافت باهات دوس شه نه به خاطر خودت؟اگه حاضری حرفی نیست برو دوست شو

نوشته شده در جمعه ششم خرداد 1390ساعت 17:19 توسط سانلی| |

سانلی:

ببین پرستو خودتو دست کم نگیر.اینکه میگی اگه من باهوش بودم همچین آدمی برام مهم نمیومد این غلطه چون آدم هر چقدرم باهوش باشه بالاخره بعضی وقتا احساس آدم اجازه نمیده که آدم درست و منطقی تصمیم بگیره و همین که تو الان خودتم میدونی که دل بستن به یه دوست اینترنتی اشتباهه این خودش نشون دهنده باهوش بودن توست.

ازم راهنمایی خواستی که الان چیکار کنی.اول از همه این راهنمایی رو بکنم که اگه بازم عکستو خواست اصلا نفرست بهش.تو خودت میدونی که دوستیه تو واین عاقبتی نداره پس چرا عکست تو دستش باشه؟اصلا نفرست.

پرستو تو خودت شرایط رو میبینی و اینم میدونی که یه روزی با این تموم میکنی پس بیا از همین الان همه چیرو تموم کن و اینم بدون منم کمکت میکنم.

و اما این که گفتی تا حالا ازکسی شماره نگرفتم که چی؟بهت بگم که اینجوری فکر نکن.تو که تا حالا شماره نگرفتی این نشون میده که تو یه دختر نجیب و خانواده داری هستی پس این نجابتتو که خیلی ها حسرتشو میخورن حفظ کن و نذار این پاکی از دست بره.

پس از همین الان با خودت تصمیم بگیر که اون پسره لایق تو نیست و اگه بازم سراغت اومد جوابشو نده.بذار بفهمه فرق تو با بقیه چیه.

راستی اهل کجایی؟

نوشته شده در پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 14:36 توسط سانلی| |

سانلی:

سلام پرستو جان همونطور که خواسته بودی نظرتو اینجا ننوشتم تا کسی ندونه.

طبقه بندی مطالب و همچنین آینده نگریت نشون دهنده هوش بالا و منطقی بودن تو هست.

پرستو جان اون انتظار هایی که تو از عشق داری به نظر من شدنی نیست.یعنی اگه کسی که عاشق تو باشه و دلش بخواد اون کارارو برات بکنه بازم نمیتونه چون در توان هیچ کس نیست.

باید اینو بدونی وقتی آدم عاشق یکی بشه هیچ مانعی رو نمیبینه و اینطوری تصور میکنه که همه مشکلا حل میشن ولی اینطور نیست. این درسته که تو با این فرد دوست شدی و ازش خوشت اومده اما اینو بدون که به این راحتی نمیشه گفت این آدم خیلی با شخصیته چون خوب حرف میزنه.من نمیگم آدم بدیه خب شاید واقعا هم با شخصیت باشه اما همونطور که خودتم گفتی دوستیه تو واین شدنش سخته چون هم اون یه دوست دیگه داره و هم این که شما هر دوتون تو یه شهر نیستین.این حرفو که الان میخوام بگم رو همیشه یادت بمونه چون برای زندگیه آیندت ضروریه:

پرستو جان تو سطح توقعت خیلی بالاست و اگه این مشکلت رو حل نکنی نمیتونی با هیچ کس زندگی کنی.یکم واقع بین باش

نوشته شده در پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 9:9 توسط سانلی| |

مشکل مونا:

سلام میدونی مشکل من چیه؟مشگل من اینه که عاشق یه آدم معروف شدم به زور شماره شو گیر آوردم!بهش زنگ زدم با تمام ماهیش جواب داد و با هم هر روز حرف میزدیم اما اون تهران بود و من تو شیراز بعد با یه دختری به اسم نگار دوس شد و شماره شو عوض کرد از دوستش که اونم یه ادم معروفه شماره ی جدیدهشو خواستم!نداد و منو فش داد از فیس بوک با هاش حرفیدم و بهم گف احتیاج ندام بت بدم... منو نگار خوشبختیم من دیروز بهش باز حرف زدم و گف نگار به من خیانت کرده الان من بهش چی بگم؟چه جور دلشو خوش کنم؟چه جور باهاش دوست شم؟ چه جور شمارشو بگیرم؟

 

سانلی:

سلام ممنون که مشکلتو گفتی حالا میخوام ببینم واقعا بازم میخوای باهاش دوست شی؟

این درسته که الان نگار بهش خیانت کرده و اگه تو بهش الان پیشنهاد بدی شاید پیشنهادتو قبول کنه بازم باهات دوست شه اما اونطور که من این آدمو شناختم اگه باهات دوست شه و فردا پسفردا یکی مثل نگار به پستش خورد اون حتما بازم تورو ول میکنه و میره با اون یه نفر دوست میشه.

من فکر میکنم دوست موندن با همچین آدمایی اگه غیر ممکن هم نباشه خیلی سخته چون اینجور آدما به ندرت با یه نفر تا آخرش می مونن.تو الان ۲ تا کار میتونی بکنی یکی اینکه بهش بفهمونی که چه اشتباهی کرد و تورو از دست داد و دیگه جوابشو ندی که در این حالت تو همیشه در ذهن اون به عنوان یه فرد مقدس می مونی و همیشه افسوس میخوره که تورو از دست داد و راه دوم اینه که بازم باهاش دوست شی که در این حالتم بعد از یه مدت بازم با تو تموم میکنه.اگه نظر منو بخوای من میگم راه اول رو بکن. بازم تصمیم با خودته

نوشته شده در چهارشنبه چهارم خرداد 1390ساعت 9:4 توسط سانلی| |

ادامه مشکل یه پسر:

چشم بیشتر توضیح میدم:من تا حالا بهش نگفتم مستقیما که دوسش دارم
ولی میدونید اون تنها کسی بود که از تموم دوست دخترای من با اطلاع بود.
من یه دختری رو خیلی دوست داشتم به نام مریم و فقط به دختر داییم گفته بودم خیلییییی دوسش داشتم مریم رو
و همچنین خیلی های دیگه خیلی دوست دختر داشتم همشون رو هم بش میگفتم
برای همین تا اخره عمرم هیچی بش نمیگم!
اخه چیکار کنم؟؟!!یه دختر 13 ساله چی میفهمه؟ولی باید اعتراف کنم خیلییی عاقله از هم سن های خودش یعنی شاید 13 سالش باشه ولی اندازه یه ادم18 ساله میفهمه؟من تا حالا چند بار گفتم مثلا یه بار گفتم:تو محلمون 2 نفر هستم که 11 سال اختلاف سنی دارن و خیلیم بد نیستو ... اینا ولی اون گفت:مه زیاده
درسته مهم دله ولی خیلی زیاده اصلا خوب نیست
همین یعنی خیلی بده دیگههههه!!
تازه اون منو مثه داداشش میدونه
بهم نگفته هااااا ولی میفهمم
دیگه همین چیزه دیگه ای نیست
حالا میتونید کمکم کنید؟؟؟؟؟

سانلی:

با این توضیحاتی که تو دادی شرایط خیلی بده.تو کارت اشتباه بود که بهش همه دوستاتو گفتی اون الان تورو احتمالا یه آدم لاتی میشناسه و با خودش میگه اینم هر روز با یه نفره.

تو دو راه رو داری که یکیشو باید انتخاب کنی. اول اینکه اگه جرات نداری باید بیخیالش شی و قیدش رو بزنی راه دوم این که اگه شهامتش رو داری که باهاش بحرفی برو و رو راست بهش همه چیزو بگو.بهش بگو که چقدر بهش علاقه داری و بگو که الان دارم مستقیما بهت پیشنهاد میدم.اگه قبول کرد که خوشبخت شین اگه هم نکرد بگو برای یه هفته باهام دوست شو(آزمایشی) اگه تو این یه هفته ازم خوشت اومد ادامه بدیم اگه خوشت نیومد دیگه مزاحمت نمیشم.

اگه آدم منطقی باشه این حرفتو قبول میکنه و اگه قبول کرد همه چی بستگی به لیاقت خودت داره که تو این یه هفته دلش رو به دست بیاری

نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 15:4 توسط سانلی| |

مشکل یه پسر:

من یه مشکل دارم:مشکلم از این قراره که من عاشق دختر داییم شدم که اون از من 7 سال کوچیکتره!!
یعنی من 19 و اون 13 سالشه!!!شاید بهم بخندین!!ولی این کارو نکنین اگه بخندین خیلی نامردین
ولی در کل چیکار کنم؟به نظرتون خیلی مسخرا هست؟
کمکم کنید لطفا

سانلی:

سلام اتفاقا کار خوبی کردی گفتی اصلا هم خنده نداره خیلی هم خوبه. تو شرایط فعلی جامعه باید کسی رو که دوس داری یکم از خودت کوچیکتر باشه که تا تو شرایطت رو درست کنی اونم به سن ازدواجش برسه.

ولی آیا واقعا قصدت ازدواجه باهاش؟ اگه آره انتخاب خوبی کردی.

تو در مورد این مساله زیاد توضیح ندادی و من نمیدونم به چی کمک کنم؟

یکم بیشتر توضیح بدی راهنماییت میکنم. تا حالا کاری کردی؟ یعنی پا پیش گذاشتی که بهش بفهمونی دوسش داری؟ یکم توضیح بده لطفا.

ممنون فعلا بای

نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 7:31 توسط سانلی| |